بررسی تطبیقی توحید در تشیع و وهابیت نسترن فرزانگان
چکیده
شرک یعنی انسان موجودی غیر از خدا را مستقل در وجود و در ایجاد و مستقل در مطاع بودن و اثر بخشی بداند.توحید دارای معنایی روشن و فطری است وآن یکی دانستن خدا و نفی تشبیه غیر خدا به خدا است.
در نگاه وهابیت اعتقاد به قدرت غیر از خدا اعم از فرشته یا انسان یا پیامبر یا امام شرک است.
اعتقاد به قدرت و تاثیر انسان از دنیا رفته شرک است . اعتقاد به درک داشتن مرده و سلام کردن و تعظیم و احترام و خواندن و چیز خواستن از او شرک است. در حالی که مرز توحید و شرک اذن و استقلال است . بیان شده که خدا ، انبیا و اولیاءاش را ماذون بر اموراتی چه در حیا ت و چه در غیر حیات کرده است و آن ها خود به خود استقلال ذاتی ندارند.
شیعه معتقد است که تمام هستی ملک خدا است و هیچ کس از خود چیزی ندارد. این عطای ملک خدا است و این ملک خدا هیچ تضادی با مبانی توحیدی ندارد. مبانی تفکر شیعی در مورد توحید با مبانی محکم قرآن منطبق است.
کلید واژه: توحید، شرک، اسلام، شیعه، وهابیت.
مقدمه
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام این مذهب را ترسیم کرده و شبهات را از آن زدوده اند و علمای اسلامی تا کنون در صدد تثبیت و تبیین آن برآمده و حقانیت آن را به اثبات رسانده اند. استکبار جهانی و صهیونیزم که نابودی خود را در هدایت بشر می بینند با نیرنگ و دروغ و افتراء سعی در مکدر کردن خورشید منور تشیع دارند و با استفاده از نا اهلان و بی خردان جمودالفکر به کشتن و تکفیر مسلمانان مومن و موحد می پردازد.
آن چه که مخالفان تفکر شیعی در مبانی توحیدی مطرح کردند نه تنها عین توحید نیست بلکه خود نوعی شرک است.
وهابیان با پشتوانه ی دلار های نفتی به جای این که در صدد اتحاد و یکپارچگی بین امت اسلام در مقابل کفر و دشمن مشترک باشند، هر روزه در حال فتنه گری و تفرقه افکنی بین مسلمانان اند و افراد مذاهب را نزد یکدیگر کافر معرفی می کنند.
در این مقاله دیدگاه تشیع و وهابیت در چهار محور اصلی توحید و شرک از دیدگاه هر کدام نقد علمی شده و آراء و اندیشه های باطل وهابیت بر همگان معلوم شده است. که این تفکرات با هیچ یک از موازین عقلی و نقلی مطابقت ندارد.
مفهوم شناسی
1.توحید
توحید دارای معنایی روشن و فطری است و آن یکی دانستن خدا و نفی تشبیه غیر خدا به خدا است.(موحدی، 1382،ص15).
توحید از ریشه ی «وحد» که دلالت بر انفراد و یگانگی دارد گرفته شده و در اصطلاح به منزله ی پایه ای ترین اصل اعتقادی اسلام، در بیانات دینی، عرف مسلمانان و دانشمندان علوم اسلامی، به معنای اعتقاد به «یگانگی خدا» است.
برخی از گروه های التقاطی، توحیدِ مصطلح در معارف اسلامی را به معنای ایجاد وحدت دانسته اند که سخنی نادرست است و هیچ گونه شاهد و دلیلی در مدارک اسلامی ندارد.
در مدارک اسلامی، آن جا که توحید به منزله ی یک اصل اسلامی مطرح می شود، به معنای یگانه دانستن خدا است؛ نه وحدت گرایی و ایجاد وحدت در هر چیز، یا ایجاد وحدت در امر خاص، مانند ایجاد وحدت در جامعه و از بین بردن طبقات اجتماعی. (مصباح یزدی، 1394،ص 163,164,165).
«قل هو الله أحد»؛ بگو او خدایی است یگانه. (توحید/1)
«و الهکم إله واحد لا اله الا هو…»؛ و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او معبودی نیست. (بقره /163).
«لقد أرسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من إله غیرهُ»؛ حقیقتا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس به ایشان گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که جز او کسی شایسته پرستش نیست. (اعراف/59).
محمد بن عبید گفت: خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم به من فرمود:
به عباسی بگو: از بحث درباره ی توحید و غیر آن دست بکشد و با مردم به مقداری که می شناسند سخن بگوید و از آن چه آن را نا مأنوس می دانند دست بکشد و اگر از توحید پرسیدنت به آنان همان گونه که خداوند عزوجل فرموده بگو: «قل هو الله* احد الله صمد* لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد*» و هرگاه از چگونگی پرسیدند همان گونه که خدا فرموده بگو: «لیس کمثله شئ» و هرگاه از شنیدن پرسیدند، همان گونه که خدا فرموده بگو: «هو السمیع العلیم» با مردم طبق آن چه می شناسند سخن بگو. (صدوق، 1393، ص111,113).
2.اسلام
در لغت به معنای تسلیم و گردن گذاری و قرآن کریم دینی را که به سوی آن دعوت می کند از این روی اسلام نامیده که برنامه کلی آن تسلیم شدن انسان است به خدای جهان و جهانیان که در اثر این تسلیم پرستش نکند جز خدای یگانه را و طاعت نکند جز فرمان او را. چنان که قرآن کریم خبر می دهد اولین کسی که این دین را اسلام و پیروان آن را مسلمان نامید حضرت ابراهیم علیه السلام بود. «ربّنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا اُمۀ مسلمۀً لک»؛ پروردگارا ما را تسلیم فرمان خود گردان و از فرزندان ما نیز امتی را مسلم قرار ده. (ابراهیم/128).
(علامه طباطبایی، 1389،ص27).
3.تشیع
تشیع در اصطلاح از نگرشی برخاسته است که امامت را منصبی الهی دانسته و معتقد است که انتخاب امام به وسیله ی نص و از جانب خداوند صورت می گیرد. در این میان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به پیروی از سنت الهی که در میان انبیای گذشته نیز و جود داشته (به دستور خدا) امامان و اوصیای بعد از خود را معرفی کرده است. (رضوانی، 1387،ص13).
تشیع عبارت است از ایمان به وجود نص از جانب پیامبر صلی الله علیه وآله بر امامت امام علی علیه السلام و خلافت او، بدون آن که در حق او یا فرزندانش غلو شده باشد. (مغنیه، 1384،ص33).
4.شرک
شرک در لغت در آمیختن سهم ها و مشارکت در یک امر می باشد. در معارف دینی، معنا مقابل و متضاد توحید است. به این ترتیب هر گونه نقضِ توحید، شرک می باشد. معنای شرک در تشبیه خلاصه می شود که با همانندی و عدم انفراد یکسان می باشد. بنابراین ملاک اصلی شرک همان تشبیه است. در شرک وحدت خدا نقض می شود در حقیقت باز برگشت شرک به تشبیه است. (موحدی، 1382،ص61,62,65).
5.وهابیت
جنبشی مذهبی که توسط محمد بن عبد الوهاب در قرن هجدهم در نجد عربستان بنیان گذاشته شد و از سال 1744م مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت. وهابیان در واقع او را موسس مذهب خود می دانند؛ گرچه آنان در ظاهر این مطلب را اظهار نکرده و خود را سلفی می نامند.
مبانی فکری وهابیت مبتنی بر انحرافات شدید در امور اعتقادی و اثبات شرک و کفر فِرَق اسلامی است که در منطقه ی شام آغاز شد که با مخالفت آشکار دانشمندان بزرگ اهل سنت و شیعه روبرو شد. افکار باطل ابن تیمیه، از سوی محمد بن عبد الوهاب با هماهنگی محمد بن مسعود حاکم درعیه از سر گرفته شد که با نبرد های خونین، بر سواحل خلیج فارس و تمامی منطقه ی حجاز سلطه یافتند.(حسینی قزوینی، بی تا، ص6,12).
6.نسب آل سعود
گفته می شود که شخصی یهودی به نام «مرد خای ابراهیم موسی»که در منطقه «نجد» و «درعیه» تجارت می نمود، برای این که در میان اعراب نفوذ پیدا کند، برای فرزندش به نام «مقرن» زنی از طایفه مسالیخ اختیار کرد. این طایفه بخشی از قبیله ی عَنزَه بود، که به بدی شهرت داشت. از این ازدواج ، محمد و از محمد فرزندی به نام سعود، تولد یافت و از سعود، عبدالعزیز، و از او فهد بن عبد العزیز، پیدا شد.
مدرک این گفتار سخنانی است که در میان کهن سالان منطقه ی درعیه و نجد، دهان به دهان می گردد و حاکمان سعودی، در هیچ اثری آن را ثبت نکرده و اجازه ی ثبت هم نداده اند، اما در سینه ی بازماندگان گذشته حبس شده است. (ابراهیمی،1370،ص20).
چهار محور اصلی تطبیق توحید و شرک ازدیدگاه تشیع و وهابیت
1. توحید ازدیدگاه تشیع
1.1.توحید ذات
نفی مثل و شبه و ندّ و نیز نفی امکان آن ها است و به معنای نفی جزء داشتن است.
امیرالمومنین علیه السلام: «بان من الخلق فلا شئٍ کمثله» (صدوق، باب توحید، ص34).
1.2.توحید صفات
صفات خداوند را باید به صورت تنزیهی و به منظور نفی هر نوع نقض و عجز به کار برد. این صفات مصنوع و مخلوق اند و به خود انسان باز می گردد نه به خدا.
1.3.توحید ربوبیت
مالکیت خداوند استقلالی، ذاتی، حقیقی و بدون طور است و با مالکیت مخلوقات که بالله است معارضه ندارد.
«و لله ملک السموات والارض و الله علی کل شئ قدیر»؛ پادشاهی آسمان ها و زمین از آن خداوند است و او به هر چیز تواناست. (آل عمران/189).
1.4.توحید ولایت
ولایت تشریعی خداوند ذاتی و استقلالی بوده، خداوند حق هر گونه امر ونهی را داراست و موجودی است که ذاتا شایستگی اطاعت دارد.
اطاعت از غیر خدا به امر خدا، اطاعت از خدا است و نپذیرفتن آن سبب خروج از ایمان می باشد.
1.5.توحید عبادت
عبادت مختص خداوند است و کسی جز او شایسته ی عبادت نیست. «و قضی ربّک ألا تعبدوا إلا إیّاه»؛ و پروردگارت حکم کرد که جز او نپرستید. (اسراء/22).
توسل در امور مادی و معنوی عقلا جایز بوده و شرک عبادی نمی باشد. (موحدی،1382،ص245,246,247).
2.توحید از دیدگاه وهابیت
2.1.توحید ربوبی
تنها خدا «رب» و ذات او دارای تمام صفات مطلق و کمال می باشد. توحید در معرفت و اثبات خدا.
2.2.توحید الوهیت
تنها خدا، قابل ستایش و پرستش است و این عقیده را به جای توحید صفاتی و عبادی و افعالی می دانند.
2.3.توحید اسماء و صفات
صفات و اسماء خدا، قدیم است. این قسم از توحید را به جای توحید صفاتی و عبادی و افعالی می دانند.
عقیده ی وهابیون به عقیده ی «اشاعره» باز می گردد که صفات خدا را قدیم می دانند و قرآن مجید را نیز از این جهت که از صفات فعل خدا است، قدیم می دانند.
قرآن و حروف معجم را قدیم می پندارند و خداوند را دارای صفات ذات و صفات فعل می شناسند. (ابراهیمی،1370،ص32,33).
3.حدود شرک از دیدگاه تشیع
3.1.شرک ذاتی
در مقابل توحید ذاتی، به معنای قائل شدن به دوگانگی و چندگانگی در ذات باری تعالی.
3.2.شرک صفاتی
در مقابل توحید صفاتی، به معنای قائل شدن شریکی برای خداوند، در صفات است؛ البته در صفات مبدئیّت و کمالیت و… زیرا صفات خدا نیز عین ذات او قدیم است. البته خدا گونه شدن بر مبنای فرموده ی پیامبر صلی الله علیه وآله «تخلّقوا باخلاق الله» (مجلسی،1404،ج58،ص129) اشکالی ندارد و از قلمرو معنایی شرک صفاتی خارج است.
3.3.شرک افعالی
در مقابل توحید افعالی، اراده ی مخلوقی را بدون اذن و اراده خدا در امور دخیل دانستن و برای آن حالت استقلالی قایل شدن.
3.4.شرک عبادی
در مقابل توحید عبادی، پرستش غیر خدا و غیر خدارا لایق عبادت دانستن.
(ابراهیمی، 1370،ص29,30,31,32).
4.حدود شرک از دیدگاه وهابیت
شریک قائل شدن برای خدا و استقلال دادن به غیر خدا است. استمداد از ارواح طیبه ی اولیاء و توسل به آن ها به همین دلیل شرک بوده و زیارت اموات و نذر، جهت آن ها و بوسیدن دیوار و ضریح پیامبر صلی الله علیه و آله و… بدعت و حرام است. با این وصف، دایره شرک، وسیع گردیده و هر عملی که مورد عمل صحابه و سلفیون نبوده، یا طبق گفتار پیامبرصلی الله علیه وآله نباشد، بدعت و شرک است. به عقیده وهابیت، پیروان تشیع، که اهمیت خاصی به زیارت انبیاء و اولیاء و حتی، امام زادگان می دهند، مشرک می باشند، یا نوعی شرک در عقیده آن ها رسوخ کرده. (ابراهیمی،1370، ص34).
تطبیق دید گاه های توحیدی تشیع و وهابیت
اگر دو دیدگاه را تطبیق و تقریب دهیم و توحید ذاتی را با توحید ربوبی متداخل بدانیم و توحید الوهی را در قالب افعالی و عبادی بریزیم، توحید صفاتی، با آن بیانی که دانشمندان شیعه گفته اند با توحید اسماء و صفات، برابر و متداخل نبوده و دارای مفاهیمی متفاوت می باشد؛ زیرا مقصود وهابیت این است که خداوند، دارای صفات و اسمایی قدیمی می باشد، همان طور که ذات او قدیم است و این مقصود، به تعدد قدما و عقیده ی اشاعره بازگشت می نماید.
مبنای توحید وهابیون که از ابن تیمیه گرفته شده و او نیز از احمد بن حنبل گرفته است؛ مسلمانان دیگر خصوصا شیعیان را مورد سرزنش و تکفیر قرار داده و توسل و شفاعت و زیارت را خلاف توحید ربوبیت دانسته و معتقدین به این عقاید را مشرک، بدعت گزار واز جرگه ی مسلمین بیرون می دانند.
آنها با تقسیم صفات به فعل و ذات، برای خداوند دست و پای حقیقی و آمدن و رفتن واقعی قائل شده و به ظاهر آیات اکتفا نموده، آیات را تأویل عقلی نمی کنند؛ از این رو مخالفین این عقیده به ویژه شیعیان را که با تعالیم بر گرفته از ائمه معصومین علیهم السلام، آیات مربوط به دیدن و شنیدن و دست و پا و آمدن را، برای خدا در روز قیامت، تاویل می نمایند؛ به عنوان «مأولون» مردود می خوانند. (ابراهیمی،1370،ص36,37,38).
بینش ضد توحیدی وهابیت
وهابیان، قائلند که خداوند دارای دو قلمرو است، یکی مربوط به ذات خودش خواهد بود و کسی حق ندارد وارد این قلمرو گردد، و عبادت و توسل مخصوص به خدا بوده و منحصر به این دایره است؛ و قلمرو دیگر مربوط به امور طبیعی دنیا است که جز کار های عادی مردم است؛ و این مربوط به خود بوده و اراده انسان در آن نقش دارد و کاری به خدا ندارد.
اما از نظر شیعه دو قلمرو برای هستی فرض نمودن و خدا را در مرزی و سایر موجودات، بخصوص انسان را در مرز دیگری دانستن، و بین این دو انفکاک قائل شدن، مردو و خود نوعی شرک است و خدا را نباید از افعال خویش و موجودات جدا کنیم، زیرا ما اعتقاد داریم که «ان القوۀ لله جمیعا» (بقره/165). «لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم» (جمله ذکریه و دعا است). وهابی گری نه تنها یک نظریه ضد امامت است، بلکه پیش از آن که ضد امامت باشد ضد توحید وضد انسان است.
از آن جهت ضد توحید است که به تقسیم کار بین خالق و مخلوق قائل است و به علاوه به یک نوع شرک ذاتی خفی قائل است. از آن جهت ضد انسان است که استعداد انسانیِ انسان را که اورا از ملائک برتر ساخته و به نص قرآن کریم خلیفۀ الله است و ملائک مامور سجده به او، درک نمی کند و او را در حد یک حیوان طبیعی تنزل می دهد. (مطهری، بی تا، ج2، ص116,117).
کفر و ایمان
از خصوصیات وهابیون غلو و افراط گری در تکفیر و نسبت شرک به علمای اسلام و تکفیر اشخاص است.
محمد بن عبد الوهاب معتقد به کفر تمام مردم قبل از خودش و دعوتش بوده است، و تنها او بوده که توحید را آورده است و قبل از دعوت او به توحید، هیچ کس معنای کلمه توحید را نفهمیده.
(دحلان، 1414،ج10،ص51).
نتیجه
مرز بین توحید و شرک دو چیز است. اگر ما معتقد شدیم موجودی بی نیاز از خدا در عالم موثر است و مستقل از خدا کار می کند و او مستقل از خدا احیا کننده و روزی دهنده و… است این شرک می باشد.
اما اگر گفتیم خدا او را ماذون کرده است و به او اذن تکوینی داده است که در عالم موثر باشد و این قدرت را به او هبه کرده که مثل خورشید حرارت بخش عالم وجود باشد این اعتقاد عین توحید است و به تعبیر شهید مطهری قدرت از اویی دارد.
پس مرز میان توحید وشرک اذن است. اگر اذن آمد توحید و اگر استقلال آمد شرک است.
شیعه معتقد است ائمه به اذن الله دارای توانایی هایی هستند آن چنان که حضرت عیسی علیه السلام طبق آیه 48 سوره آل عمران خالق پرنده، شفا دهنده ی کور مادر زاد و برطرف کننده ی بیماری های پوستی و زنده کننده مرده می باشد. اما همه ی این ها به اذن الله است.
اذن خدا هم به این معنا است که خداوند به او چنین قدرتی عطا کرده و او از خود استقلالی ندارد واین که جلوی فعل او را نمی گیرد. پس مرز توحید و شرک می شود اذن و استقلال.
منابع
1.قرآن.
2. ابراهیمی، محمد حسین، تحلیلی نو بر عقاید وهابیان، چاپ دوم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1370.
3.حسینی قزوینی، سید محمد، وهابیت از منظر عقل و شرع، جلد اول، چاپ نهم، قم، انتشارات موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)، بی تا.
4.دحلان، زینی، الدررالنسیۀ، جلد 10، انتشارات مکتبه الحقیقه، استانبول، 1414.
5.رضوانی، علی اصغر، وهابیان را بهتر بشناسیم، چاپ دوم، قم، انتشارات دلیل ما، 1389.
6.صدوق، محمد بن علی بن بابویه، توحید در اعتقادات شیعه به یگانگی خدا و نفی جبر و تشبیه، ترجمه: محمد علی سلطانی، چاپ دهم، تهران، انتشارات ارمغان طوبی، 1393.
7.طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام، به کوشش سید هادی خسرو شاهی، چاپ ششم، قم، انتشارات بوستان کتاب، 1389.
8.مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، جلد 58، تهران، مکتب الاسلامیه، 1404.
9.مصباح یزدی، محمد تقی، خدا شناسی، تحقیق و باز نگری: امیر رضا اشرفی، چاپ دوم، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1394.
10.مطهری، مرتضی، جهان بینی توحیدی، جلد2، چاپ صدرا، تهران، بی تا.
11.مغنیه، محمد جواد، الشیعه فی المیزان، قم، انتشارات دارالکتاب الاسلامی، 1384.
12.موحدی، عبدالعلی، حقیقت توحید توهم شرک، چاپ اول، تهران، انتشارات مکیال، 1382.